(بوتاکس.)
مثل یک مزرعه از ترس ملخ ها سرشارمثل جان کندن یک جرم سیاسی بر دار
میشود غصهء نوشیدن الکل را خورد
میشود حیثیت مردم بی غم را برد
یا که عطر تن زنهای فروشی در شهر
طعم شیرین لب دخترکی بعد از قهر
مثل دستان سیاه کودکی بعد از واکس
حس مصنوعی بوسیدن لب از بوتاکس
خستگی از همهء مردم اینجا،از تو
یا که پایان بدو درد شروعی از نو
چشم خود را به همه عالم و آدم بستم
باورم کن بخدا از تو و اینجا خستم...
عرفان_احمدی
شاعر_ بد_خط
برچسب:
نویسنده: آرین کاظمیان
تاريخ: جمعه
7 بهمن
1401 ساعت: 22:31